درک تفاوت بین UI و UX یکی از موضوعاتی است که ممکن است برای بسیاری از افراد گیجکننده باشد، بهخصوص اینکه این دو واژه معمولاً در کنار هم استفاده میشوند. در ادامه، این تفاوتها را بهصورت ساده و روان توضیح میدهیم.
برای شروع، بهتر است با دو مثال ساده، تفاوت UI و UX را توضیح دهیم.
اول، مقایسه با یک خانه: فرض کنید میخواهید یک خانه بسازید. UX (تجربه کاربری) مانند فونداسیون و اسکلت ساختمان است. معمار ابتدا بررسی میکند که چند نفر در خانه زندگی میکنند، چه کارهایی در خانه انجام میدهند، اتاقها چه ارتباطی با هم داشته باشند و مسیر حرکت بین آشپزخانه، پذیرایی و اتاقها چگونه باشد تا زندگی در آن راحت باشد. اما UI (رابط کاربری) به دکوراسیون داخلی و زیباییهای خانه شبیه است. بعد از اینکه اسکلت خانه ساخته شد، نوبت به انتخاب رنگ دیوارها، مدل مبلمان، پردهها، شیرآلات و کابینتها میرسد تا خانه不但 کارآمد، بلکه زیبا و چشمنوین نیز باشد.
دوم، مقایسه با یک خودرو: به یک ماشین اسپورت نگاه کنید. UI (رابط کاربری) همان طراحی ظاهری فرمان، دسته دنده، صفحهکولر، فرم صندلیها و چیدمان دکمهها روی داشبورد است که باید خوشدست و زیبا باشد. اما UX (تجربه کاربری) به احساسی که هنگام رانندگی با آن ماشین دارید مربوط میشود. این حس که ماشین چقدر نرم و سریع به دستورات شما پاسخ میدهد، چقدر راحت میتوانید در جاده مانور دهید و چقدر از بودن در آن لذت میبرید.

تعریف ساده UX (تجربه کاربری)
UX مخفف User Experience به معنای “تجربه کاربری” است و به تمام احساسات، عواطف و ادراکاتی گفته میشود که یک فرد هنگام تعامل با یک محصول، وبسایت یا اپلیکیشن تجربه میکند. به زبان ساده، UX پاسخ به این سؤال است: “کاربر هنگام کار با این محصول چه حسی دارد؟”
هدف اصلی طراحی UX این است که مسیر انجام کارها برای کاربر تا حد امکان ساده، روان، کارآمد و لذتبخش باشد. اگر کاربری برای خرید از یک فروشگاه اینترنتی مجبور باشد کلی فرم پر کند یا گیج شود و نتواند محصول مورد نظرش را پیدا کند، یعنی تجربه کاربری (UX) بدی دارد.
وظایف یک طراح UX (معمار تجربه):
تحقیق و پژوهش: انجام مصاحبه و نظرسنجی برای درک نیازها، مشکلات و رفتارهای واقعی کاربران.
ایجاد پرسونای کاربری: ساختن شخصیتهای فرضی که نماینده گروههای مختلف کاربران باشند.
طراحی جریان کاربری (User Flow): ترسیم مسیری که کاربر برای انجام یک کار مشخص (مثلاً خرید یا ثبتنام) طی میکند.
وایرفریمینگ (Wireframing): طراحی اسکلت و چارچوب اصلی صفحات، بدون پرداختن به جزئیات رنگی یا زیبایی، تا مشخص شود هر بخش کجا قرار میگیرد.
تست قابلیت استفاده (Usability Testing): آزمایش محصول با کاربران واقعی برای شناسایی مشکلات و نقاط مبهم.
تعریف ساده UI (رابط کاربری)
UI مخفف User Interface به معنای “رابط کاربری” است و به همه چیزهایی که کاربر روی صفحه میبیند و با آنها تعامل برقرار میکند، گفته میشود. این شامل رنگها، شکل و اندازه دکمهها، فونت نوشتهها، فاصله بین آیتمها، آیکونها، عکسها و به طور کلی ظاهر و زیبایی بصری محصول است. UI پاسخ به این سؤال است: “این محصول چه شکلی است و چقدر چشمنواز است؟”
هدف طراحی UI این است که کاربر با دیدن صفحه، به طور غریزی متوجه شود که باید چه کار کند و از نگاه کردن به آن لذت ببرد. یک رابط کاربری خوب نه تنها زیباست، بلکه قابل فهم و خودراهنما نیز هست.
وظایف یک طراح UI (طراح بصری):
طراحی بصری (Visual Design): انتخاب پالت رنگی جذاب و متناسب با برند.
تایپوگرافی (Typography): انتخاب فونتهای خوانا و زیبا برای متنها.
طراحی المانها: طراحی دقیق دکمهها، اسلایدرها، منوها، آیکونها و فرمها.
واکنشگرایی (Responsive Design): اطمینان از این که طراحی در تمام صفحهنمایشها (موبایل، تبلت، کامپیوتر) به درستی دیده شود.
ایجاد راهنمای استایل (Style Guide): تدوین یک سند جامع از تمام المانهای بصری برای حفظ یکپارچگی در سراسر محصول.
باید ها در UX (تجربه کاربری)
باید ها در UI (رابط کاربری)
ارتباط UI و UX: دو روی یک سکه
اشتباه رایج این است که فکر کنیم UI و UX دو مفهوم جدا از هم هستند که باید بین یکی از آنها یکی را انتخاب کرد. اما در واقع، این دو مکمل یکدیگرند و یک محصول موفق به هر دو نیاز دارد.
به بیان دیگر، UI و UX رابطهای تنگاتنگ و همبسته دارند:
بدون UX، UI بیمعناست. تصور کنید یک وبسایت فوقالعاده زیبا طراحی کردهاید (UI عالی)، اما کاربران برای پیدا کردن دکمه خرید یا ثبتنام سردرگم میشوند و آن را پیدا نمیکنند. در اینجا، طراحی زیبا هیچ ارزشی ندارد، چون تجربه کاربری (UX) خراب است.
بدون UI، UX ناقص است. برعکس، اگر ساختار و جریان کار یک وبسایت عالی باشد (UX خوب)، اما ظاهر آن زشت، نامرتب و با رنگهای آزاردهنده باشد، کاربر جذب آن نمیشود و تمایلی به استفاده از آن پیدا نمیکند.
یک مثال خوب برای درک این ارتباط، یک پرتقال است. UX مانند طعم آبدار و شیرین داخل پرتقال است و UI مانند ظاهر تازه و نارنجی رنگ پوست آن. یک پرتقال ممکن است پوست بسیار زیبا و براقی داشته باشد (UI خوب)، اما اگر وقتی آن را میخورید، طعم گسی و ترش داشته باشد (UX بد)، هرگز آن را دوباره نخواهید خرید. در مقابل، یک پرتقال ممکن است طعم عالی داشته باشد (UX خوب)، اما اگر پوستش پلاسیده و زشت باشد (UI بد)، ممکن است شما حتی وسوسه نشوید که آن را بردارید و بخرید.
نتیجهگیری
در یک کلام، UX مسئول “احساس” و “کارایی” محصول است و UI مسئول “ظاهر” و “زیبایی” آن. یک طراح UX مطمئن میشود که محصول مشکل کاربر را حل میکند و یک طراح UI مطمئن میشود که این حل مسئله به زیباترین شکل ممکن انجام شود. برای موفقیت یک وبسایت یا اپلیکیشن، به هر دوی این عناصر نیاز دارید تا کاربران نه تنها بتوانند به راحتی به هدف خود برسند، بلکه از این مسیر لذت نیز ببرند.

نظرات کاربران
1 دیدگاهمفید بود
ثبت دیدگاه